![]() |
![]() |
|
| موسیقی و شعر |
|
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:55 توسط پریزاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:12 توسط پریزاد |
|
|
صحنه صحنه همین است بازی و بازیگر و چراغی که در کوره راهی می سوزد قصه ای کوتاه و سگی که تا خانه پارس می کند ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0:44 توسط پریزاد |
|
|
.. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 0:4 توسط پریزاد |
|
|
شبی غمگین تر از شبهای فرهاد به یاد سروهای سبز و عاشق
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 13:10 توسط پریزاد |
|
یه شعر عاشقونهI swear by our love ... I love you ... and only you now i can't love anyone else ... ever again I swear by our love ... I love you ... and only you people call me crazy to that I may agree I've lost my heart to you ... and nothing else matter I don't need any comforts I'll bear every pain I'll give my all ... to stand by you I swear by our love ... I love you ... and only you what you've just expressed is your own special way I'll finally heard what I wanted you to say why do I keep looking at you why do I keep thinking at you a storm arlses in my heart an emotion I never knew I swear by our love ... I love you ... and only you I swear ... I affirm ... Ideclave .... I avow ... I promise ... I pledge ... I commit ... by our love ... I love you ... and only you |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 2:23 توسط پریزاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 10:46 توسط پریزاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 11:5 توسط پریزاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 18:36 توسط پریزاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:9 توسط پریزاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 11:42 توسط پریزاد |
|
|
....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:51 توسط پریزاد |
|
|
به خاموشي رسيدم و كلمات شبيه دندان هاي شيري يكي ، يكي ، از دهانم ريختند سرنهاده بر بالش فراموشي قطره ، قطره ، شب تلخ را مكيدم و پروانه هاي رنگي از خاكستري هايم گريختند عقربه هاي كبود و ماه كه در گودال تنهايي اش خزه بسته بود و زني كه ديگر زيبايي دست هايش را به ياد نمي آورد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0:33 توسط پریزاد |
|
آدمك آخر دنياست بخند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 0:23 توسط پریزاد |
|
|
...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 1:6 توسط پریزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی دوستان عزیز.من پریزاد متولد سال1370 هستم.تا به حال فعالیتهای هنری فراوانی در زمینه ی شعر و موسیقی داشتم.عضو انجمن موسیقی هستم و کنسرتهای فراوانی داشتم.(ساز تخصصی ام سنتور است)عضو انجمن شعر هستم و کتابم به زودی چاپ خواهد شد.و2سال است که کار خبرنگاری را دنبال میکنم.رشته ی تحصیلی من ریاضی فیزیک است
|
| پیوندهای روزانه |
|
پریزاد(وبلاگ خبری دیگرم2) پریزاد(وبلاگ دیگرم با مطالب مختلف) پریزاد(وبلاگ خبری خودم) جناب لاهوت بزرگترین وبلاگ عاشقانه وبلاگم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 |
|
RSS
|